X
تبلیغات
رایتل

ماهی های دریای کابل!

سعی دارم در این فضای کوچک خودم باشم، نَفَس بکشم زندگی را، به سبک خودم، عمیق و بی باک!

هر چند کندز آزاد شد ولی قربانیان....

یک. اکثر آدم هایی که بهم زنگ می زنند بعد از یک احوالپرسی مختصر بجای رفتن به سوال های بعدی راجع به شاید آب و هوا و کانگوروها، بلافاصله می پرسند خوش می گذره؟ و این خوش می گذره را با چنان لحنی به زبان می آورند که از درونش "کوفتت بشه" کاملا" هویداست، خیلی از نزدیکان و عزیزان من جمله مادر ولی هر بار از روند کارهایم و اینکه جا افتاده ام یا نه، دلتنگ می شوم یا نه و روابطم با همسر می پرسند، عجیب است که اگر به دسته اول آدم هایم راستش را هم بگویم که دارم یک روند نورمال زندگی را سپری می کنم و همه چیز عادی و روی روال است، هم راضی نمی شوند و حتما" باید بگویم دارم خوش می گذرانم و هر روز به خیابان و بیابان می روم و چیزهای جدید می خورم و کارهای جدید می کنم!!!

دو. بزرگترین گند زندگیم را یکشنبه گذشته به جهانیان و قبل از ایشان خودم زدم، و آن هم این بود که خواسته بودم بجای برنج هندی موجود در منزل یک برنج بهتر و با کیفیت  تر را جایگزین برنج شام مهمانی خاندان همسر کنم، یک پسر عمه و یک پسر عموی همسر بنده با خانواده هایشان اینجا ساکن هستند و ما بعد از مهمان شدن های مکرر از جانب ایشان بر آن شدیم که دعوتشان کنیم تا هم بیایند وسایل را ببینند و هم از جانب زنانگی ما آسوده خاطر شوند، و بخش بزرگی از زن بودن در فرهنگ ما آشپز بودن است، و بنده در طول زندگی زناشویی ام دچار مشکلی که یکشنبه بعدازظهر شدم نشده بودم، برنج را نیازموده بودیم قبل از آن و فقط روی کیفیت و زیبایی اش تاکید داشتیم، عطر خوبی داشت وقتی داخل آب خیسش کردم ولی چشمتان روز بد نبیند تا ریختم داخل آب تو گویی با آب جوش مشکل دیرینه داشته باشد یکهو وا داد، بر سر زنان کشیدمش و چه می شد کرد با چهارده لیوان برنجی که سه برابر حالت معمولش شده بود، به هر ترتیب دم کردم و موقع شام به خانم پسر عمه گفتم بیاید به کمکم و سروش کند، بنده خدا نمی دانست چطور آن برنج های له را جوری در دیس بکشد که از آن بدتر نشود، خلاصه با شوخی و خنده سعی کردند به رو نیاورند، توجیهاتشان جالب بود، که اشکالی ندارد پیش می آید اول زندگی( اول زندگی کجاست بابا پنج سال است ازدواج کرده ایم خیر سرمان)! حیف از آن قیمه و سالاد الویه و ماست و خیار و دسری که درست کرده بودم، در تلخیِ این اتفاق گم شد.

سه. از قبل توسط یکی از دوستان خیلی قدیمی مشترک من و همسر به منزلشان دعوت شده بودیم، مهمانی دوشنبه شب بود، بعدازظهر یکشنبه که سخت مشغول تهیه غذا برای مهمان های خودمان بودیم تلفن همسر خان به صدا در آمد و پشت خط همان میزبان فردا شبمان بود، که بعد از حال و احوال و کجایید و چه می کنید پرسید پس کی به خانه ما می آیید مگر این مسیر یکساعته را با هواپیمای شخصی تان بیایید که برای امشب مهمان هم دعوت کرده اید، بعله، جناب همسر به اشتباه دریافته بود که دوشنبه شب مهمان هستیم و میزبان درست در شب دوشنبه که میشد یکشنبه شب انتظارمان را می کشید، فکر کنید یکی را مهمان کرده اید و منتظر هستید بعد زنگ بزنید بفهمید مهمانتان مهمان دارد و به اشتباه فکر کرده فرداشب مهمان است! از همسر اصرار و از میزبان انکار، کسی به گردن نگرفت که اشتباه رسانده یا اشتباه گرفته، خلاصه خیلی ناراحت شدیم و دوستمان به همسر و همسر به دوستش دلگرمی می دادند چرا که روبروی هر دویشان زنانی خشمگین انتظار پایان مکالمه را می کشیدند!

چهار. فکر می کنم تقریبا" غیر از خودم و همسر و چند نفر دیگر کسی به وبلاگ من رأی نداده است، آمار دانه دانه و کند پیش می رود، بالاترین رای را وبلاگ سخنگاه دارد تابحال و من با اینکه رأی خیلی کمی دارم بعد از ایشانم، گفتم شاید دوستانی بخواهند رأی بدهند ولی روند را نمی دانند، توضیح مفصل و شیوه رأی دهی در زیر آمده است:

1. روی لینک زیر کلیک کنید:

http://socialmediasummit.af/en/awards/

2. روی گزینه سوم (Best Blogger) کلیک کنید.
3. از بالای صفحه گزینه ورود با فیسبوک را انتخاب کنید.
4. گزینه لایک وبلاگ "ماهی های دریای کابل" را لایک کنید.


برچسب‌ها: زندگی، ملبورن، خاطره
تاریخ ارسال: پنج‌شنبه 9 مهر‌ماه سال 1394 ساعت 06:36 ب.ظ | نویسنده: ساغر | چاپ مطلب
نظرات (2)
یکشنبه 12 مهر‌ماه سال 1394 11:55 ق.ظ
سوده
امتیاز: 0 0
لینک نظر
میدانی با شرکندگی خیلی زیاد من هم ازونایی هستم که تا حالا رای نداده ام
الان در حال رای دادنم
به شدت دور شده ام از وبلاگ و نوشتن و این چیزها و امیدوارم که باز حال نوشتن بیاید.
پاسخ:
می فهممت سوده جان!
یکشنبه 12 مهر‌ماه سال 1394 02:47 ب.ظ
اتوسا
امتیاز: 0 0
لینک نظر
عجیب که این نوشته را دلم میخواست من نوشته باشم از بس به حسهای این روزهایم شبیه است.
پاسخ:
گاهی ما بجای هم زندگی می کنیم!
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد